14 تکنیک اصلی کپیرایتینگ کدامها هستند؟
برای اطمینان از اینکه کپیرایتینگ یک استراتژی موفق است، باید برخی از تکنیکها اتخاذ شوند. در زیر مهمترین آنها را آوردهایم.
۱.بدانید که مخاطبان هدف شما چه کسانی هستند
باز هم: شما باید بدانید که برای چه کسی مینویسید وگرنه آنقدر که میخواهید بازدید نخواهید داشت.
ابتدا شخصیت (persona) خود را تعریف کنید. این یک شخصیت نیمهتخیلی است که مشتری ایدهآل شما را از روی دادههای واقعی نشان میدهد.
تعریف سن، جنس، شغل، علایق، سرگرمیها و هر نوع اطلاعات دیگری که با درک مشخصات و رفتار این افراد مرتبط است، مهم است.
به این ترتیب امکان ایجاد محتوایی با رویکرد و سبکی نزدیک به واقعیت مشتریان بالقوه شما فراهم میشود و امکان تبدیل را افزایش میدهد.
۲. لحن و زبان مناسب را تنظیم کنید
در رویکرد، ضروری است که لحن و زبانی را که در محتوای شما اتخاذ میشود، ایجاد کنید.
پس از تعریف پرسونا، این کار را بسیار آسان کردهاید.
۳. عناوین کُشنده ایجاد کنید
عنوان اولین ارتباطی است که خوانندهٔ شما با محتوایتان دارد و همچنین یکی از مرتبطترین عناصر برای موتورهای جستجو است.
قالبهای مختلفی برای عنوان وجود دارند: میتوانند با اعداد شروع شوند، سؤالی را پیشنهاد کنند، موضوعی را ارائه دهند و سپس تماس بگیرند، تحریک کنند، و بسیاری از راههای دیگر.
نکتهٔ مهم این است که سرراست باشند ــ یعنی موضوع دربارهٔ اینکه به چه چیزی اشاره میکند یا چه راهحلی ارائه میدهد کاملاً واضح باشد ــ، حاوی کلمهٔ کلیدی باشد و از ۵۵ کاراکتر تجاوز نکند تا اطمینان حاصل شود که در صفحهٔ نتایج جستجو کامل به نظر میرسد.
۴. با خواننده ارتباط برقرار کنید
برای ایجاد یک رابطهٔ اعتمادآمیز بین شما و مشتری بالقوهتان، باید با آنها ارتباط برقرار کنید.
بنابراین، هنگام برنامهریزی یک بخش خاص از محتوا، استراتژیهایی را فهرست کنید که باید اتخاذ شوند تا خواننده احساس کند که با در نظر گرفتن آنها نوشته شدهاند.
شما صرفاً محتوا یا خدمات خود را نمیفروشید، بلکه به بازدیدکنندهٔ وبلاگ خود نشان میدهید که دقیقاً آنچه را که او نیاز دارد از طریق محتوای آموزشی و غنی ارائه میدهید.
۵. از افعال کنشی استفاده کنید
چگونه میتوان احساس فوریت را در خواننده برانگیخت؟ یا این احساس که اگر از شما پیروی نکنند، احتمالا فرصتی بینظیر را از دست خواهند داد؟
به یاد داشته باشید که هدف اصلی کپیرایتینگ این است که بازدیدکنندهٔ وبلاگ یا وبسایت شما اقداماتی را که توسط شما تعریف شدهاند را دنبال کند.
برای اینکه خواننده پیام را بفهمد و بداند چه کاری باید انجام شود، توصیه میشود از افعال در وجه امری، عمدتاً در عنوان، در عنوان فرعی و در CTA استفاده کنید.
چند نمونه را بررسی کنیم:
عنوان: درک اهمیت مدیریت صحیح رسانههای اجتماعی.
عنوان فرعی: ارزیابی معیارها.
CTA: حال که یاد گرفتید چگونه رسانههای اجتماعی را بهطور بهینه مدیریت کنید، کتاب الکترونیکی ما را دانلود کنید و همهٔ ابهامات خود را در مورد چگونگی به دست آوردن فالوورهای بیشتر برطرف کنید!
۶. مقایسه کنید
بشریت از زمانهای بسیار قدیم از قیاسها و استعارهها برای شفافسازی ایدهها استفاده کرده است و دلایلی وجود دارند که چرا این استراتژی بسیار خوب عمل میکند.
اولاً، مردم بیشتر پذیرای اطلاعات آشنا هستند. از این گذشته، تلاشی که برای درک یک مفهوم کاملاً جدید به کار میرود، بسیار بیشتر از آن چیزی است که برای درک چیزی که قبلاً شناخته شده یا ضمنی است لازم باشد.
علاوه بر این مغز ما خاطرات جدیدی از دیگران میسازد و بین آنها ارتباط برقرار میکند. بنابراین، اگر بتوانید مفهومی را مطرح کنید که برای خواننده آشنا باشد و آن اطلاعات را با ایدهای که در حال انتقال آن هستید مرتبط کنید، شانس تثبیت محتوا در ذهن او بسیار بیشتر میشود.
با این حال، مهم است که از مقایسهٔ مستقیم با رقبا اجتناب کنید، بهخصوص اگر جملات شما محصولات یا خدمات شرکتهای دیگر را پایین بیاورد. این نوع نگرش علاوه بر اخلاقی نبودن، باعث ایجاد شبهه نیز میشود.
۷.از اعداد و نظرسنجیها استفاده کنید
اگر از اعداد در عنوان استفاده کنید، هرکسی که در حال مطالعه است، از قبل متوجه خواهد شد که قرار است با چند راهنمایی در سراسر مقاله مواجه شود. بهعنوان مثال: «در مورد 9 معیار مهم برای یک مرکز تماس بیاموزید».
اگر قصد شما اثبات اطلاعاتی است که داده میشوند، و اعتبار بیشتری به آنچه میگویید میدهید، دادهها و تحقیق را نقلقول کنید ــ پیوند URL که اطلاعات را از آن به دست آوردهاید را هم فراموش نکنید.
ما در مورد برخی از اشتباهات رایج در بخشهای بعدی صحبت خواهیم کرد، اما میتوان گفت که عباراتی مانند «به گفتهٔ محققان ...» این احساس را ایجاد میکند که پیام درست نیست.
8. اعتراضات را پیشبینی کنید
یکی از اهداف اصلی کپیرایتینگ شکستن اعتراضات است، یعنی شک و تردیدهایی که دنبالکننده یا مشتری احتمالی شما در مورد شرکت یا محصول شما دارد.
این ایرادات باید از قبل در حین تحقیق و ایجاد شخصیت شناسایی شوند، اما میتوان آنها را با توجه به رفتار مخاطبان و همچنین رقبای بهبود داده و بهروز کرد.
مانند یک فروشندهٔ خوب، نویسندهٔ کپیرایتر باید آمادهٔ پاسخگویی به سوالات خواننده باشد.
9. روی اقناع خود کار کنید
از آنجایی که متقاعدسازی در قلب یک استراتژی خوب کپیرایتینگ قرار دارد، دانستن برخی از اصول روانشناختی برای افزایش قدرت متقاعدسازی شما ضروری است.
رابرت سیالدینی در کتاب پرفروش خود با عنوان «نفوذ:روانشناسی متقاعدسازی» توضیح میدهد که رفتار انسان بر اساس برخی قوانین اساسی هدایت میشود. هر کدام را در زیر ببینید:
- تقابل: طبیعتاً، انسانها تمایل دارند به یک عمل با یک عمل معادل دیگر پاسخ دهند، بنابراین اگر میخواهید مصرفکننده کاری برای شما انجام دهد، ابتدا باید چیزی با ارزش را به او تحویل دهید.
- اثبات اجتماعی: ازآنجاکه مردم تحتتأثیر دیگران قرار میگیرند، توصیفات و داستانهای موفقیت راههای قدرتمندی برای افزایش اعتبار محتوای شما هستند.
- محبت: ما تمایل داریم با افرادی که شبیه خودمان هستند راحتتر و عمیقتر ارتباط برقرار کنیم، و دوست داریم به فروشندهای که مثل ما زندگی میکند یا مشکلی شبیه به ما را تجربه کرده است توجه و احترام بیشتری قائل شویم.
- اقتدار: این اصل نشان میدهد که مردم بیشتر به کسانی که آنها را «برتر» میدانند، احترام میگذارند، نه به معنای تحتاللفظی کلمه، بلکه برای مثال در یک موضوع خاص.
- انسجام: هنگامی که مردم بهطور عمومی به چیزی متعهد میشوند، از نظر روانی برای رفتار و ارائهٔ نتیجهٔ اعلامشده تحت فشار قرار میگیرند.
- کمبود: این واکنش زمانی فعال میشود که متوجه احتمال از دست دادن چیزی میشویم و میل خود را برای رهایی از احساس از دست دادن تحریک میکنیم.
احتمالاً قبلاً با مقالات و تبلیغات زیادی برخورد کردهاید که این اصول را بررسی میکنند و خوب است که از آنها در محتوای خود نیز استفاده کنید، اما به میزان کم.
هنگامی که استفادهٔ بیرویه از این محرکها شناسایی شد، اثر بهسادگی برعکس است. بنابراین، از این دانش تنها بهعنوان مبنایی برای استدلال خود استفاده کنید و هرگز به صراحت آنها را ارائه نکنید.
10. داستان بگویید
یکی از جالبترین و مؤثرترین راهها برای جلب توجه و جذب مخاطب، گفتن داستانی جذاب است. این استراتژی به عنوان داستان گویی شناخته می شود و هدف اصلی آن ایجاد ارتباط قوی با مخاطبان شما است.
داستان یکی از مقدمات ارتباط است. از آنجایی که آنها عمیق تر و حساس تر هستند، احساسات و خاطرات را برانگیخته می کنند، علاوه بر این که با وادار کردن افراد به تجربه اطلاعات دریافتی، همدلی نشان می دهند.
فقط مراقب باشید زیاده روی نکنید. به هر حال، یک داستان متقاعد کننده به جزئیات و ظرافت های یک اثر ادبی نیاز ندارد. در واقع، داستان سرایی فقط ابزاری برای غنیتر کردن گفتگوی شما با خواننده است و این تعامل را انسانیتر میکند، زیرا هیچ چیز انسانیتر از قصهگویی وجود ندارد، درست است؟
11. سؤالاتی بپرسید که پاسخهای مثبت دریافت میکنند
«در یک متن تبلیغاتی، من میخواهم سؤالی را اینجا و آنجا مطرح کنم، اما اغلب آن را بهعنوان یک بیانیه مطرح میکنم ــ میدانید، یکی از آن جملاتی است که باعث میشود خوانندگان سر خود را به علامت تأیید تکان دهند.» (پاریس لمپروپولوس)
هنگام پرسیدن سؤال، به آن را طوری ساختار دهید که مانند یک بیانیه شود. بنابراین، خواننده احساس خواهد کرد که با موافقت با آنچه میگویید، یک حقیقت غیرقابل انکار را تقویت خواهید کرد.
12. نحوهٔ صحبت خود را بنویسید
با دقت فکر کنید، اگر بهشیوهای مشابه آنچه که صحبت میکنید بنویسید، یک پدیدهٔ جالب اتفاق میافتد: متن بسیار طبیعیتر میشود، به شما امکان میدهد به خواننده نزدیکتر شوید، به داستانگویی کمک میکند و حتی خواندن را نیز آسانتر میکند.
اما! نکتهٔ مهم دیگر این است که، طبیعتاً به نظر نمیرسد که شما در حال اعلام یک فروش هستید، بلکه به نظر میرسد که شما دارید چیزی را توصیه میکنید، مانند یک دوست.
و این رویکرد بسیار مؤثرتر است، اینطور فکر نمیکنید؟
13. بر موضوع اصلی مطالب تاکید کنید
«یکبار موضوع را درست مطرح کنید. سپس برگردید و دوباره آن را بزنید. سپس آن را برای بار سوم، با یک ضربهٔ بزرگ بزنید». (ریچارد پری)
جدا از استعارههای ورزشی، معنای این عبارت این است که هر متنی دارای یک مقدمه، توسعهٔ ایدهها و یک نتیجه است. بنابراین تقویت موضوع اصلی در تمام بخشهای محتوا بسیار حائز اهمیت است.
فرض کنید باید در مورد فواید چای سبز برای سلامتی صحبت کنید. در این مورد، ایده این است که شما چای سبز را در مقدمه معرفی کنید، در طول متن فواید آن را برای سلامتی بیان کنید و اهمیت محصول را در نتیجهگیری تقویت کنید.
14. مزایا و تجربه را بفروشید
مهمتر از صحبت در مورد ویژگیها، توضیح مزایا و تجربهای است که مشتری در شرف به دست آوردن آن است.
قوانین فروش را که درست بعد از تعریف مفهوم کپیرایتینگ در مورد آنها صحبت کردیم به خاطر دارید؟ ما این ایده را دوست نداریم که متقاعد شویم چیزی بخریم، و وقتی این کار را میکنیم، به دلایل احساسی است و نه منطقی.
با فهرست کردن ویژگیهای محصول یا محتوای خود، فقط جنبهٔ عقلانی را برجسته میکنید.
با این حال، با تمرکز بر توصیف مزایا و تجربه، ارتباطی احساسی است و مرحلهٔ بعدی به چیزی طبیعیتر تبدیل میشود.
آیا امکان ایجاد یک کپی کامل وجود دارد؟
یکی از معتبرترین مشاغل کپیرایتینگ به زمانی برمیگردد که این اصطلاح هنوز به کپیرایترهای تبلیغاتی آمریکایی محدود میشد.
در سال 1957، دیوید اوگیلوی که برخی از نویسندگان آن را پدر تبلیغات مدرن میدانند، کمپین معروف خودروی رولزرویس را با متنی تنها 607 کلمهای و عنوانی نفسگیر که توسط 26 نفر از سردبیران آژانس خود انتخاب شده بود، ایجاد کرد.
تبلیغی با عنوان «با سرعت 60 مایل در ساعت، بلندترین صدا در این رولزرویس جدید از ساعت برقی می آید» وضعیت این برند را بالا برد و فروش خودرو را در سال بعد دو برابر کرد.
البته پیشنهاد اوگیلوی در آن زمان بسیار متفاوت از روشی بود که امروزه در بخش ارتباطات شرکتی انجام میشود، اما داستان به نشان دادن اهمیت برخی عناصر در مقاله کمک میکند، در این مورد، این عناصر عنوان، و قدرتی که یک متن خوبنوشتهشده نشان میدهد هستند.
اگر به فکر تبدیل شدن به یک کپیرایتر هستید، در زیر برخی از مهارتهایی را که باید داشته باشید یا بهبود دهید را فهرست میکنیم:
1- خلاقیت خود را تحریک کنید
برای تبدیل شدن به یک کپیرایتر، راه دیگری وجود ندارد: باید بسیار خلاق باشید. به روز نگه داشتن روندها و اخبار راههایی هستند که خواننده را شگفتزده میکنند و همیشه تولید شما را مطابق آنچه آنها انتظار دارند حفظ میکند.
به خاطر داشته باشید که سرقت ادبی جرم است و میتواند عواقب جدی داشته باشد. علاوهبراین، رباتهای موتورهای جستجو، مانند گوگل، همیشه از صفحات بازدید میکنند و بررسی میکنند که آیا مطالب ارائهشده واقعا اصلی هستند یا خیر.
در صورت مشاهدهٔ هر گونه بینظمی، مطمئن باشید که وبلاگ یا وبسایت شما مجازات خواهد شد.
2- اقتدار ایجاد کنید
قبلاً در مورد اهمیت انجام تحقیقات عمیق و تولید محتوای اصلی و باکیفیت صحبت کردهایم، زیرا اینها عوامل ضروری برای تبدیل شدن به شما در یک موضوع هستند.
علاوه بر این، آنها به حفظ اقتدار شما و تبدیل شما به یک مرجع در جایگاه شما مرتبط خواهند بود.
اگر در مورد صحت اطلاعات شک دارید چیزی در وبلاگ خود منتشر نکنید. همچنین توصیه میشود که همیشه منابع خود را تجزیهوتحلیل کامل کنید تا از انتشار دادهها یا اطلاعاتی که به دلیل نادرست بودن آنها بر تصویر شما تأثیر میگذارد، جلوگیری کنید.
3- قانعکننده باشید
خلاق بودن و داشتن اختیار صحبت در مورد یک موضوع کافی نیست. برای اینکه کسی واقعاً از آنچه شما مینویسید پیروی کند، استفاده از متقاعدسازی یک ویژگی است.
با بهبود این مهارت، بهتر میتوانید تنها از طریق محتوای خود، بازدیدکنندگان را متقاعد و تشویق کنید که از وبلاگ یا وب سایت شما بازدید کنند.
4- مستقیم باشید
شک نکنید: اگر به اطراف بچرخید و در مورد موضوعی صحبت کنید، خواننده مطمئناً به دنبال وبلاگ دیگری خواهد بود که آنچه را که به دنبال آن هست واضح تر و عینیتر ارائه میدهد.
در نظر بگیرید که هر محتوا نقش متفاوتی دارد و متون 100 کلمهای توسعه و پیچیدگیای مشابه متون3000 کلمهای را ندارند. اما در همهٔ موارد، مطمئن شوید که آنچه در مورد آن صحبت میکنید، واقعاً به خواننده مربوط است.
ادامه دارد ...
منبع:https://rockcontent.com/blog/copywriting/